صفحه اصلي
خورشيدم و شهاب قبولم نمی کند / سيمرغم و عقاب قبولم نمی کند
نوبهار آمد بزن دستی به دامان گلی / درگلستان وجود از خار کمتر نيستی

دوباره بوسه بر افق زدی
غروب سرخ، مرا به کنج خانه می کشد
امان از آتشي که در نبود تو
به ذره ذره دلم زبانه ميکشد
دوباره شب
و قرص روی تو در آسمان
دوباره ديده ترم به سوی تو
و نور ماه
مرا به اين جنون شبانه ميکشد
در اين خنک نسيم شب، تو زلف خود، به باد ده
که تا سحر مرا چه خوش
به تازيانه ميکشد
بنازم آن نگاه آشنای را
که در زمان بی کسی
مرا به بند چشم تو
چه عاشقانه ميکشد
دگر غزل نگويم از غم
دم از بهار ميزنم
که اين ترانه های غمم
غزال عاشق مرا به آشيانه ميکشد.
نيما معارفی
اين چند روزه دانشگاه بوعلی سينا شاهد همايش حسين بن علی، عشق و آزادی با سخنرانی های تقی رحمانی، علیجانی، حجه السلام اکبرين، دکتر کديور و مهندس آرمين بود. و جمعيت زيادی شرکت کردن.
ساسان حرف قشنگی ميزد : با اينکه هر لحظه دلش ميخواد بره ولی دلش نمياد بره.
ديشب برای آخرين بار توی سال۸۱ جمع شديم دورهم به صرف پیتزا و طبق معمول سامان آخرشم مجيد به بچه ها یه کارت پستال داد.
لحظه های خداحافظی هم شور وحال مخصوص به خودشو داشت و...

کوير، تشنه باران است
حميد
تشنه خوبی
به من محبت کن
که ابر رحمت اگر در کوير می باريد
به جای خار بيابان
بنفشه می روييد
بوی پونه وحشی به دشت بر می خاست
چرا هراس
چرا اشک
بيا
که من
بی تو
درخت خشک کويرم که برگ و بارم نيست
اميد بارش باران نوبهارم نيست
امروز ظهر قرار بود کارگاه آموزشی اينترنت با ما باشه که به علت طولانی شدن مقاله بچه های گروه روبوکاپ به فردا منتقل شد و کلاس فردا هم به امروز بعد از ظهر .....
بچه های روبوکاپ دانشگاه بوعلی سینا کارشونو از تابستون ۸۱ شروع کردن و هفته پيش ۲ مسابقه با تيم يو-وی-اي هلند برگزار کردن که اولين مسابقه رو ۵۰ - ۰ باختن و هفته بعد تا ترميم قسمتهايی از برنامه تونستن برای بار دوم ۰-۰ کنن و تيم دانشگاه شريف هم تونسته بود ۱-۰ اونا رو شکسته بده.

روزی ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد
و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت.
روزی كه كمترين سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری ست
روزی كه ديگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ايست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردی .
روزی كه آهنگ هر حرف ، زندگی ست
تا من به خاطر آخرين شعر رنج جستجوی قافيه نبرم.
روزی كه هر حرف ترانه ايست
تا كمترين سرود بوسه باشد .
روزی كه تو بيايی ، برای هميشه بيايی
و مهربانی با زيبايی يكسان شود .
روزی كه ما دوباره برای كبوترهايمان دانه بريزيم...
و من آنروز را انتظار می كشم
حتی روزی
كه ديگر
نباشم
زنده ياد احمد شاملو
اين چند روزه توی دانشگاه بوعلی سمينار اعجاز انفورماتيك برگزار ميشه
امروز صبح افتتاحيه و ارائه مقاله مهندس ختن لو بود. راجع به ديتابيس های موجود در طبيعت و خلقت و شبيه سازی ها بود.

تو گل هميشه بهار من در خزان تنهاييام هستی
تو اميد زنده بودن در اين سراب بی پايان هستی
تو تک ستاره روشنم در آسمان زيبای عشقم هستی
تو قلب من تو روح من تو همه چيز و همه کس من هستی
تو بهانه بودن من در اين دنيای بی رحم هستی
تو پرنده زيبای عشقم در وجود پر از نيازم هستی
تو آتش جوشان و پرخروش وجودم هستی
تو نسيم روح بخش من در گرمای عشقم هستی
عزيزم گل من تو اميد و آرزوی من هستی
تو شمع روشن من هستی شمعی که هرگز خاموش نخواهم کرد
شاید بعضی وقتا مشکل از اون جا شروع ميشه که آدما نمیتونن همديگه رو درک کنن
بعضی وقتاکه دلم ميشکنه آرزو ميکنم کاش جای کلاغا بودم ازاون بالاها میتونستم فریاد بزنم. ديگه دلم نمیشکست. دیگه فکر نمیکردم . فقط وجود داشتم . .برای کسی اهمیت نداشتم و....
یه بنده ی خدایی می گفت : هر وقت که غم وغصه وجودت رو پر کرد به آسمون نیگاه کن . ببین در مقابل این بیکران بزرگ چقدر غم و غصه ی تو ناچیزه .
می گفت : هر وقت سختی و ناراحتی بهت فشار آورد یه نفس عمیق بکش و بلند بگو این نیز بگذرد......
ميرسد روزی که بی من زندگی را سرکنی
ميرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
ميرسد روزی که تنها در کنار عکس من
شعر های کهنه ام را مو به مو از بر کنی
ميرسد روزی که تنهايی رو احساس کنی
ميرسد روزی که گريه هايت را آغاز کنی
بالاخره اومدم. این یه هفته خیلی سرم شلوغ بود. به درسامم نرسیدم. از دوستانی که اینجا سرزدن و پیام گذاشتن ممنونم.
اگه یه صبر کنید یه سری عکس از هفته ای که گذشت میذارم اینجا
فعلن این شعرو از یه آقایی داشته باشين
انـدر دل بي وفا غـم و مـاتـــــم باد
آن را كه وفا نيست ز عالم كم باد
ديدي كه ز من هيچ كس ياد نكرد
جز غـم كه هـــزار آفرين بر غم باد