صفحه اصلي
و چشمانت با من گفتند / كه فردا روز ديگريست
همه ي هستي من آيه ي تاريکي ست !

فاش میگويم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
که در اين دامگه حادثه چون افتادم
من ملک بودم و فردوس برين جايم بود
آدم آورد در اين دير خراب آبادم
سايه طوبی و دلجويی حور و لب حوض
به هوای سر کوی تو برفت از يادم
نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر ياد نداد استادم
کوکب بخت مرا هيچ منجم نشناخت
يا رب از مادر گيتی به چه طالع زادم
تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق
هر دم آيد غمی از نو به مبارک بادم
می خورد خون دلم مردمک ديده سزاست
که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک
ور نه اين سيل دمادم ببرد بنيادم

دانشگاه تهران - ميدان آزادي
پل عابر (بزرگراه رسالت) - دانشگاه صنعتي شريف
من تازه اومدم. اين چند روزه تهران بودم. نزدیکای صبح رسيدم خونه. اين دفه اينقدر حرف براي گفتن دارم که اگه حرفام تموم بشه تا يه ساعت بايد نفس بزنم از حرف زدن...اول قصدم اين بود که از تهران توي کافي نت، وبلاگ بنويسم ولي با 3 تا مشکل مواجه شدم. اوليش مشکل اقتصادي بود... اينجا (تهران) قيمتا چندين برابر شهرستانه و تايپ اين همه مطلب زمان زيادي رو ميگرفت و مسئله دوم مشکل فيلترينگ بود (وبلاگا فيلتر بود...) که بعضي کافي نتا نميشد و سايتهاي عبور از فيلتر هم فيلتر شده بود. و مسئله بعدي پراکندگي کافي نتا...، بعضي جاها توي يه پاساژ 4-5 کافي نت کنار هم و بعضي جاها خبري از کافي نت نبود. از اينا همه هم که بگذريم. نرم افزار دم دست براي کوچيک کردن عکسا و فرستادن نبود...(خلاصه كه نشد ديگه !!!)

پياده رو خيابون ولي عصر - بزرگراه رسالت
مترو تهران-كرج - آسمون تهران
اين دفه چيزاي زيادي نوشتم نميدونم يه وقت خداي نکرده به کسي بي احترامي نشده باشه.
توي کافي نت که آنلاين شدم 15 ميل و کلي آفلاين (شايد اين جور وقتا آدم ميفهمه چقدر مهمه). نصف وقت صرف جواب آف ها (off) و ميلا (mail) ميشد....
ما درسته که نتونستيم بريم دانشگاه و به همين دانشگاه بوعلي خودمون قانع شديم يعني قانع که نه، يعني تراز و نمره کنکور ما به بهتر از اين نميرسيد. ولي فيزيک رياضي و علوم پايه ميشد....
شب که رسيدم در اولين فرصت صبح فردا رفتم دانشگاه شريف. پسر داييم گفته بود که اينجا يه سمينار يک روزه اي هم برگزار ميشه. (سمينار مخابرات و چالشها...)
شنيده بودم که شريف، دانشگاه کوچيکيه ولي اين جوريام که ميگفتن نبود. اين قدر دانشکده هاي بزرگ کنار هم داره که آدم توش گم بشه.... اولين دانشکده از سمت چپ كه وارد ميشي، دانشکده برقه و يه مسجد قشنگي هم کنارشه. دانشکده هوا و فضا هم اون طرفشه. توي سايت کامپيوتر برق اکثر کامپيوتراش سيستم عامل لينوکس داشتن ولي ساختمون اينجا تقريبا قديمي بود....
از دانشکده برق که مياي بيرون يه حوض سفيد و تميز و قشنگ هست. چقدر اين حوضا رو آدم دوست داره ... آدمو ياد روزهاي بچگي توي خونه مادر بزرگ و آبتني روزاي تابستون ميندازه... يادش به خير چه مزه اي ميداد!!!

صندليهاي بحث و مطالعه (دانشكده مهندسي كامپيوتر دانشگاه شريف) - دانشكده فيزيك
دانشكده مواد - منظره روبروي دانشكده مهندسي كامپيوتر دانشگاه شريف
يه ساختمون سفيد 3 طبقه که روي تابلو اسم دانشکده، يه پرده تبريک به تيم شبيه سازي روبوکاپ به چشم ميخوره...اينجا دانشکده کامپيوتره. اولين چيزي که توجه آدمو به خودش جلب ميکنه وجود صندليهايي به دور هم که دانشجويان با هم در حال تبادل اطلاعات و بحث هاي علمي هستند. مباحثه هاي اينجا ديگه واقعا علمي بودو نه مثل بوعلي ما... يه گروه در حال بحث راجع به يه الگوريتمي براي توليد کدهاي html، (چهار تا پسر و يه دختر و چند تا گروه ديگه...) طبقه پايين سمت راست سايت کامپيوتربود. سايتي که از سايت ما کوچيکتر بود ولي سيستماش حسابي بود و پشت هر سيستم يکي دو نفر در حال برنامه نويسي با VC و کامپايل (Compile) و تريس (Trace) و از مسنجر و چت هم خبري نيست ....طبقه دوم آزمايشگاهاس و اتاقهاي پژوهشي... و طبقه سوم هم اتاق اساتيد... طبقه همکف یه برد هست که روي اون عکس و مشخصات اساتيد...
از دانشکده کامپيوتر که مياي بيرون گلهاي صورتي رنگ قشنگي ديده ميشه... اما يه ساختمون بزرگ در حال ساخت هست احتمالا 8-9 طبقه بود...(ميگن قراره بشه دانشکده کامپيوتر...)

كلاس درس (دانشكده مهندسي برق دانشگاه شريف) - دانشكده مهندسي برق
فضاي سبز دانشكده فيزيك - راه پله دانشكده فيزيك
سمت چپ دانشکده فيزيک قرار داره يه راهرو بلند و دو تا راه پله و يه آونگ بلند و....
دانشجوهاي اينجا هر کدوم توي چهرشون يه چيز خاصي ديده ميشه... به قول بابام اينا همه کله اتمي هستن... انگار دارن به يه چيز خاصي فکر ميکنن... اما به چي؟ منم نميدونم... هر کدوم از اينا تا چند سال ديگه براي خودشون يه صاحب نظر بزرگ ميشه و عده اي هم به فکر پروازن به آن سوي آبها...
كنار دانشكده مواد، تنها جاييه که داشتن گل کوچيک بازی ميکردن. توي بچه هاي شريف فقط من يکي رو ميشناسم که علمي نبود. (ولي اونم شاگرد اول کلاس عشق بود...)

راهرو دانشكده فيزيك - سالن آمفي تئاتر دانشكده مواد
قضاي سبز دانشكده فيزيك - راهرو دانشكده مواد
اينجا (تهران) کوهها به جاي روسري سفيد ابري، روشونو با دود و غبار سياه پوشوندن! آسمون اينجا هم مثل همه جا آبيه ولي لايه هاي دود و غبار اينو نميگن... يه گرماي ظهر شهر خودمون از شباي اينجا هم بهتره... ظهر به قدري گرم ميشه که وواييييی... عرق از سر و صورت آدم ميباره آلودگي هوا هم توي بعضي جاها که باشه ديگه بدتر...
اينجا (تهران) توي هر چيزي پيشرفت کرده باشه و جلو باشه به نظر من در زمينه کافي نت هنوز پيشرفت قابل ملاحظه اي نکرده، هم قيمتا چندين برابره، هم اينكه تعدادش کمه يا پراکندس، شايدم به خاطر وجود تعداد زياد کارت هاي اينترنت... توي خيابون ولي عصر کنارچند تا مجتمع بزرگ تجاري کامپيوتر به فاصله هاي دوري اصلا کافي نتي وجود نداره... چقدر اون خيابونا رو گشتم براي يه کافي نت فسقلي... توي شهر خودمون، اين قدر کوچيک هست که سرتکون ميدي يه کافي نتي پيدا ميكني!!!

چهارشنبه بعد از ظهر با امير طرفاي شهرک غرب و سعادت آباد... اينجا جاييه که، دخترا بيشتر از جاهاي ديگه به پسرا شبيه ترن و حداقل توي اين گلستان و ميلاد نور و ....
اينجا جايي که روي پشت بامها از نسيم خنک خبري نيست و پيام آوري از طرف کوه جنگل نمي ياد. روي پشت بوم ها به تعداد کولرها يه ديش هم هست شايدم بيشتر... توي شهر ما از اين خبرا نيست شايد توي کل شهر به تعداد انگشتان دست وجود داشته باشه ....
اينجا فقط طلوع و غروب خورشيد ديدنيه. چون توي جاهاي کوهستاني زودي خورشيد پشت کوه قايم ميشه ....
اينجا توي همه چي صرفه جويي هست ولي اون چيزي که نميشه بهش رسيد وقته. توي روزا مقدار زيادي از وقت مردم براي ماشين و رفت و آمد تلف ميشه. بدون اينکه دست خودشون باشه زمان ديگه معني نداره، تا بخواي به کارا برسي زمان زيادي رفته

نمی دونم اینو کجا خوندم ولی جالب بود :
بسیار کمتر از آنچه می دانیم می اندیشیم
بسیار کمتر از آنچه دوست داریم می دانیم
و بسیار کمتر از آنچه باید دوست داشته باشیم دوست داریم
و در درصد دقیق بسیار کمتر از آنیم که هستیم
آردی لینگ

|
عالی |
| نظر ارسالی توسط به کسی مربوط نیست من کی هستم در تاريخ January 1, 2007 11:54 AM |