صفحه اصلي
همه ي هستي من آيه ي تاريکي ست !
بگذار که در حسرت ديدار بميرم / در حسرت ديدار تو بگذار بميرم


پنجشنبه 23 مرداد 1382
بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است





گوش كن، دورترين مرغ جهان مي خواند
شب سليس است، و يكدست، و باز
شمعداني ها
و صدادارترين شاخه فصل، ماه را مي شنوند


پلكان جلو ساختمان،
در فانوس به دست
و در اسراف نسيم ،


گوش كن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا
چشم تو زينت تاريكي نيست
پلك ها را بتكان، كفش به پا كن، و بيا
و بيا تا جايي، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روي كلوخي بنشيند با تو
و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند


پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت :
بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است
سهراب سپهري




هی دوستان میگفتن چرا چیزی نمینویسی! دیگه همه از مشکل جدید پرشین بلاگ باخبرین. تا همین الان که دارم اینو مینوشتم نمیدونستم هنوز محدودیت فضای من باز شده یا نه؟؟؟.... به هر حال
اين هفته که گذشت نتايج کنکور 82 هم اعلام شد. ( چند تا عکس از روزي که ماشين حمل کارنامه ها و دفترچه ها اومد اينجا گذاشتم ). بعد از کلي دلهره و اضطراب همه چي معلوم شد. روز اول تحويل کارنامه ها جلو دانشکده علوم چهره هاي 64 و کلي کاغذ تبليغاتي مشاوره و انتخاب رشته و کامپيوتري و سردرگمي (البته خودمونم (من + هيچکس ) جزء اينا بوديم) ....حوزه دخترا جلو دانشکده مهندسي هيجاني تر بود هم شادي ها معلوم بود هم اشکهاو... از نتايج دوستان و آشنايان بگم اول از همه پسر عمو جعفر رتبه 184 رشته هنر ...بعدش اين دخترخاله ي پسر داييم، پليكا، رتبه 20 هنر رو آورده.......


اين قسمت رو هم يکی از دوستان برام فرستاده اينجا ميزارمش :

" ... مهر محبت مهرباني صفا لبخند عشق به همه زندگي
يه لحظه يه فرشته پرواز بالا بالا بالا تر
اشک اشک اشک
براي يه انسان واقعي براي يه انسان وارسته براي يه انسان خدايي...
براي يه چشم منتظر براي يه قلب پاک و بي ريا و مهربون
براي يه مادر
اشک اشک اشک
دل تنگ تنگ تنگ
نبايد ياد بگيريم
صبر صبر صبر
اين دنيا يه نقاشيه و ما نقاشيم و يه قانون تو نقاشي هشت که ميگه وقتي داريم طراحي ميکنيم هر موقع که اعلام کردن وقت تمومه و ما از طراحي دست کشيديم بايد معلوم بشه که چي کشيديم. يعني هر چي که جلو ميريم بايد به طرح کلي جزئيات اضافه بشه، مثل زندگي ما آدما:
نميدونيم که کي به ما ميگن ديگه وقت تمومه. پس نبايد جوري پيش بريم که هر موقع به ما ميگن ديگه وقت تمومه، وقتي به پشت سرمون نگاه کنيم ندونيم که چي کشيديم و چيکار کرديم
با اينکه هيچ وقت اين تابلو تموم نميشه و هيچ کسي نتونسته بره سراغ تابلو بعدي ولي آدماي زيادي بودن که توي اين سالهاي زياد طراحهايي کشيدن که آدم با ديدنشون خوشحال، غمگين، و متعجب ميشه، با ديدن بعضياشون هم ازشون درس ميگيره و سعي ميکنه از سبکشون پيروي کنه، البته هر فرد به شيوه خودش ...
ما هر روز شاهد پايان وقت هزاران نقاشي هستيم پس بايد درس بگيريم .
آره زندگي همينه بايد رنگهاي قشنگي انتخاب کرد رنگهايي که کهنه نشن و جاودان بمونن بايد طرح ساخت. بايد خلاق بود بايد نقاشي کشيد بايد بود و زحمت کشيد بايد افتخار آفريني کرد. آره ميخوام نقاشي بکشم ميخوام قلم و رنگامو بردارم دزست نقاشي بکشم. ميخوام بوم رو محکم بزارم تا پا بر جا بمونه. ميخوام واضح و شفاف نقاشي کنم ميخوام من باشم خودم ، يه انسان با اختيار و فرصت و فکر
…… "


ارسالي از بارون مهر




ديگه داريم يواش يواش به آخراي تعطيلات ميرسيم. (البته اين بيشتر براي بچه هاي دانشگاه بوعلي محسوسه .....). به هر حال ديگه هر جور كه بود، از ديروز درس خوندن شروع شد. ديروز امتحان ميانترم اخلاق اسلامي ترم تابستوني داشتم. امتحان اخلاق اسلامي که با اخلاق تقلب و.... پاس بشه ديگه معلومه چه جور درسي بوده....اين جور که بوهاش مياد همه بچه ها ديگه تقريبا شروع کردن به درس خوندن و بعضيا تازه افتادن به کامل کردن پروژه و کارهاي تحويلی ودست به دامن شرکتای بيرون و اين و اون. بعضيا که ديگه اصلا آن(on) نميشن و بعضيا ديگه اصلا بيرونم نميان ....قبضاي بلند تلفن هم که اين هفته به در خونه ها رسيد حکايت از فعاليتهاي روز افزون و تابستوني پربار داشته ....(خودم تنها رو نميگما ....).ولي مخابرات که اين حرفا حاليش نميشه ....
دیگه با روزای امتحانی و بعد از اون آغاز ترم نزدیک میشیم. مسلما در ادامه وبلاگ، کم فروغ تر و با فواصل بیشتری جدید میشه...دیگه نمیدونم چی میشه.....
(يه توضيح واسه اينكه چرا بايد تو تابستون درس بخونيم؟؟؟ اگه يادتون باشه 28 خرداد 82 دانشگاه شلوغ شد و بگذريم كه چه جو سياسي پيش اومد و... خلاصه امتحانا لغو شد و قراره شهريور همه امتحانا برگزار بشه !!!!)







هر لحظه را نامی بگذاریم
و هر اتفاقی را سلامی بدهیم
امید که دوری خاموشی بزرگ باشد...



نوشته ي ديگري از يه گردن زخمي در تاريخ پنجشنبه 23 مرداد 1382