صفحه اصلي
مرگ پايان كبوتر نيست
رفتم و قربونت شدم / اما، بازم نيومدي...


سه شنبه 9 اسفند 1384
خرم آن روز کز اين منزل ويران بروم / راحت جان طلبم وزپی جانان بروم





خرم آن روز کز اين منزل ويران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم
گر چه دانم که به جايی نبرد راه غريب
من به بوی سر آن زلف پريشان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سليمان بروم
چون صبا با تن بيمار و دل بی‌طاقت
به هواداری آن سرو خرامان بروم
در ره او چو قلم گر به سرم بايد رفت
با دل زخم کش و ديده گريان بروم
نذر کردم گر از اين غم به درآيم روزی
تا در ميکده شادان و غزل خوان بروم
به هواداری او ذره صفت رقص کنان
تا لب چشمه خورشيد درخشان بروم
تازيان را غم احوال گران باران نيست
پارسايان مددی تا خوش و آسان بروم
ور چو حافظ ز بيابان نبرم ره بيرون
همره کوکبه آصف دوران بروم


خيلي وقته كه گنج نامه نرفتم، زمستونا كه آبشار يخ ميزنه خيلي ديدنيه، اما امسال همه جا و همه چي رو به خاطر كنكور ممنوع كرده بودم، دلم واسه الوند خيلي تنگ شده، خيلي وقته كه از نزديك نديدمش، هيچ وقت اين قدر نشده بود كه كوه نرم، دلم لك زده واسه يه كوه حسابي رفتن، اون ميدان ميشان، همون تخته سنگه كه هميشه روش واسه فواد و امير و عرفان آواز ميخوندم، دلم باز از همون املتا ميخواد كه با ما مرحوم جعفر درست مي كرديم هنوز يادم مياد كه آتيش سويشرت منو سوزوند..، يا پيش اون چشمه كه با مهندس رفته بوديم، يا اون گاوا كه مهدي تيك باهاشون خيلي حال ميكرد و هي ازشون عكس ميگرفت، آخرين بار با عرفان و ممد و گروه نفيسه اينا رفته بوديم...
خيلي وقته بوعلي نرفتم (فقط اونايي كه همدان بودن و هستن ميدونن منظورم چيه!!!)، باز با اين امير و هيچکس و عرفان و حامد و وحيد و مهدي و خلاصه همه ارزل و اوباش جمع بشيم و خيابونو پايين و بالا كنيم، و وحيد باز از سوتياش با مژگان بگه!!! دلم خيلي براي حسن خالي بند تنگ شده، از خونه مجرديش و بچه هاشون توي سنندج تعريف كنه و يا يه ملتي رو بذاره سركار!!!



ديواره يخ زده آبشار گنج نامه همدان - زمستان 81

اما هرچي بود اين روزا ديگه تموم شد، امروز عصري كارت ورود به جلسه رو هم با امير گرفتيم!!! كاري كه 3 سال بود انجام ميدادم ولي فرقش اين بود كه امسال ديگه همه چي جدي بود، امسال سازمان سنجش هم سياستشو عوض كرده و كلن شده 3 روز : پنج شنبه (IT) و جمعه و شنبه كنكور (كامپيوتر) اكثر بچه ها از 3 روز شدن و پراكنده شدنش شاكي بودن، با مهران كه تلفني حرف ميزديم، خودشم نرفته بود كارت بگيره و ميگفت وقت نداره و هنوز مشغول خوندنه !!!
اين بار هم باز زود گذشت و ما خبر نداريم كه چه زود ميگذره روزي كه از خيلي وقت پيش انتظارشو ميكشيديم ... همه چي از 4 تير شروع شد، درست فرداي روز تحويل پروژه كامپايلر،... تابستون به خاطر كارآموزي خيلي جالب پيش نرفت، سري دوم برنامه ها هم از 20 آذر شروع شد ولي فقط يه كم جدي تر شده بود و بازم چنگي به دل نميزد، اما از 10 بهمن به اين طرف ديگه حسابي تر شده بود و اين 15-20 روزه آخر ديگه بدتر، حتي يه سري حال هوام مثل كنكور 4 سال پيش شده بود و افتاده بودم به شعر گفتن و نوشتن (البته اون موقع ها اميرم بود) !!! ولي شعر و نثر بي عشق و معشوق اصلا جالب نيست، يا از غمه و يا از زمونه و از گذشته ها و خاطراتش... اما اين هقته آخر خيلي سخت گذشت، اكثر بچه ها هم از اين اوضاع هفته آخر شاكي بودن!!! و از همه بدتر اين دوشنبه كه خيلي بد بود، گردنم گرفته بود و ديگه تكون نميخورد و بماند كه من كه سالها آمپول نزده بودم مجبور شدم 3 تا آمپول بزنم...
3 روز سرنوشت ساز و جمعيتي قريب به 400 نفر پسر و دختر براي كامپيوتر توي همدان كه از بين اونا كمتر از تعداد انگشتان دست قراره فقط مجاز بشن !!! (ديگه فكرشو بكنين كه چطور ميشه) 3 روزي كه ميتونه بهترين و بدترين روزاي آدما رو رقم بزنه (البته واسه بعضيا اصلا فرقي نميكنه!!! )
ماه شمار و روز شمار ديگه جاي خوشونو به ساعت شمار و ثانيه شمار ميدن تا سه تا آزمونه 3 ساعت همه چيو رقم بزنه و چه شود؟؟؟ همه چي تا ارديبهشت!!!!





آفتاب را به تو نمي دهم
تا خرده خرده بشكافي اش
و از آن هزار ستاره بسازي
ماه را به تو نمي دهم
تا به خاطر كوه نور
درياي مرواريد را انكار كني
ستاره ها را به تو نمي دهم
تا بگويي خوشا شب هاي بي مهتاب
آسمان را به تو مي دهم
تا نداني كه چه بايد كرد.
يدالله اميني (مفتون)





درصد قبولي پذيرفته شدهشركت كنندهرشتهرديف
18.97%4792525مهندسي مواد1
15.29%11917789مهندسي مكانيك2
13.41%1981477مهندسي هوافضا3
11.82%137711641مهندسي برق4
9.64%128413313مهندسي عمران5
6.77%63930مهندسي نفت6
5.34%3135852مهندسي صنايع7
4.51%3197065مهندسي كامپيوتر8
1.02%626062مهندسي فناوري اطلاعات9

آمار قبولي كارشناسي ارشد سال گذشته برگرفته از CD سازمان سنجش (اون CD كه من داشتم فقط مهندسيا رو داشت...)



آرامگاه بوعلي سينا - همدان


تا حالا به اين فكر كردين!!! : اگر تمام دختران شهر، سخاوتمندانه ترين دعوت پسران شهر را رد نمي كردند، الان ديگر هيچ كافي شاپی در شهر نبود.



نوشته ي ديگري از يه گردن زخمي در تاريخ سه شنبه 9 اسفند 1384


che ghadr latif neveshti!
man iran nistam
ina ro ke khoondam delam geerft

saman_uk_shiraz@yahoo.com

نظر ارسالی توسط saman در تاريخ September 15, 2006 03:24 AM
 

سلام پسر جون امیدوارم همیشه سلامت باشی

خسته نباشی می خواستم بگم عکسایی که زدی زیباست خیلی زیباست دستت درد نکنه مرسی مرسی مرسی موفق باشی

نظر ارسالی توسط مهناز -س در تاريخ June 5, 2006 05:44 PM
 

سلام پسر رضا جون

خسته نباشی

میخواستم بگم عکسایی که زدی واقعا قشنگه دست درد نکنه ای ول

نظر ارسالی توسط مهناز -س در تاريخ June 5, 2006 05:41 PM
 

salam aghaye rezvaniyan
omidvaram heletooon khoob basheh
man mandana hastam
man kheyli say kardam ta betoonam shoma ro peyda konam ..ye masaleye khyeli mohemi ro mikham azatoon beporsam shayad az nazare shoma mohem nabasheh amma baraye man moheme ..rastesh man fekr nemikardam shoma hamedani bashid (yani dar hamedan dars bekhoonid)
vaghti fahmidam taajob kardam )
baraye hamin age momken hast be man mail bezanid ta betoonam soalam ro beporsam
khahesh mikonam vaseh man moheme
ba tashakor mani
montazer hastam

نظر ارسالی توسط mandana در تاريخ March 9, 2006 10:59 AM
 

سلام علي جون كنكورم گذشت ولي چه گذشتني! اميدوارم موفق باشي راستي منم همين روزا آپديت ميكنم.بعد 6 ماه با يه كوه بدبختي منتظرم باش!

نظر ارسالی توسط هيچکس در تاريخ March 8, 2006 09:54 AM
 

سلام aziizam
khoobi klhoshgeleye man/
konkoor ham in shal lah ghabool mishi////
aziiizam bia uni bebinimet

نظر ارسالی توسط taha در تاريخ March 5, 2006 11:19 AM
 

سلام ... منم خيلي وقته اينجاها نرفتم... منم خيلي وقته كه فقط گذرون عمر مي كنم و نه زندگي!!! اگه كامپيوتر سخت بوده براي همه بوده... اميدوار باشين... اگه قراره فقط به تعداد انگشتاي دست قبول بشن ، بازم اميدوار باشين... خدا زحمت رو بي حاصل نميذاره بمونه... شاد باشين...

نظر ارسالی توسط فرنگيس در تاريخ March 4, 2006 07:02 PM
 

خوب دنيا زود ميگذره

ولي اگه تا اينجاش همه چيزت درسته خوب لابد اين يكي هم درست ميشه

من به روزم

نظر ارسالی توسط hichki در تاريخ March 3, 2006 06:31 PM
 

خواستي بم سر بزن...از نوشته هات هم خوشم نمياد :))

نظر ارسالی توسط hichki در تاريخ March 1, 2006 09:37 PM
 

salam
in amare naomidkonande chie ke dadin!!!!! :o
ishala shoma ghabool mishin
omid dashte bashin
movafagh bashin va be arezoohatoon beresin
@};-
bye

نظر ارسالی توسط narges در تاريخ March 1, 2006 03:52 PM
 

سلام پسر جان.
ان شا الله موفق ميشي.و به خواسته هات ميرسي.
اينو از ته دل ارزو ميكنم .

راستي منم كنكور دارم. برا اولين بار.

نظر ارسالی توسط طاها در تاريخ March 1, 2006 08:27 AM