صفحه اصلي
من از بیگانگان دیگر ننالم / که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
دردم از يار است و درمان نيز هم / دل فدای او شد و جان نيز هم

شب سردي است و من افسرده
راه دوري است و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
ميکنم تنها، از جاده عبور
دور ماندند زمن آدم ها
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غمها
فکر تاريکي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهاني
نيست رنگي که بگويد با من
اندکي صبر ، سحر نزديک است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي ، اين شب چقدر تاريک است
خنده اي کو به دل انگيزم؟
قطره اي کو که به دريا ريزم؟
صخره اي کو که بدان آويزم؟
مثل اين است که شب نمناک است
ديگران را غم هست به دل
غم من ليک ، غمي غمناک است
سهراب سپهري

نميدونم چي داره ميشه و چي ميخواد بشه، ولي ديدو نگرشم به روزگار و زندگي داره عوض ميشه خيلی چيزا غير قابل پيش بينی شده ، ديدن اين همه تضاد توي زندگي اين دفه ميخوام پيش خدا به خاطر بعضي بنده هاش شاکي بشم
بيا که قصر امل سخت سست بنياد است
بيار باده که بنياد عمر بر باد است
ديدن آدماي متکبر ومغرور و آدماي فروتني که حرفي براي گقتن ندارن
آدمايي که اين قدر از بقيه انتظار دارن و انگار همه استخدام شدن که به مسائل و مشکلات اونا بپردازن
آدماي پرتوقعي که حتي تشکر کردنم بلد نيستن
آدمايي که زندگي رو فقط براي سکس ميخوان و ....و...و....
آدمايي که توي دنياي زيباشون اين قدر غرق شدن که براي بقيه اصلا اهميتي نداره
آدمايي که اصلا درک واحساس ندارن
آدمايي که اين قدر فلسفي و عقلي شدن که ديگه براي احساس ارزشي قائل نيستن
آدماي دورويي که با ظاهري آراسته و زيبا درون زشتي رو پنهون ميکنن و روز به روز محبوب ميشن
آدمايي که فقط بلدن مخ بزنن حالا هر کي و هر جا و...
آدمايي که فقط بلدن مسخره کنن و بدترين چيز ، مسخره كردن احساسات بقيه
آدمايي که دم از رفاقت و معرفت و مرام ميزنن و وقتي که نوبتشون ميشه ميبيني که چقدر نامردن
آدمايي که اين قدر خوشن که غم و غصه اصلا براشون تعريف نشده و آدمايي که اين قدر غمگين هستن که خنده و شادي براشون اصلا معني نداره
آدمايي که اين قدر توي پول غرق شدن که تا چند نسل هم کم نميارن و ..و آدمايي که براي يه ذره پول لنگن و آدمايي که براي يه ذره پول و يه لقمه نون حاضر به انجام خيلي کارا هستن
آدمايي که اين قدر ساده هستن که همش مورد سواستفاده بقيه قرار ميگيرن و ...
آدمايي که با n تا دختر ميپرن و عين خيالشون نيست که ...
آدمايي که فقط ميشينن پشت سر بقيه حرف ميزنن و خدا ميدونه بقيه متهم به چه کارايي میشن و بعضی وقتا خيلی راحت ميتونن رابطه بين آدما رو خراب کنن با اينکه از اين جور آدمای دو بهم زن (اصلا نم نميشناسمشون) زياد ضربه خوردم و ....ميخوام بگم که خدا ازشون نگذره ولی گفتن اين جمله رو هم دلم نمياد که برای کسی بد بخوام
تو پنداري که بدگو رفت و جان برد
حسابش با کرام الکاتبين است
فکر ميکنم اگه قرار باشه چيزی درست بشه اول از همه از خودمون شروع کنيم شايد ديدن اشکالات بقيه آينه اشکالات ما باشه و چيزای زيادی هست که ما ها نميدونيم ندونستن بعضی چيزا نسبت به بعضی چيزای ديگه ميتونه خيلی زهر آور بشه و ....

ايني که ميخوام بگم حرف تازه اي نيست ولي باز ميخوام بگم که کاش هنوز بچه بوديم و توي روياهاي بچگيمون غرق ميشديم تا روياهاي الانمون ، روياهاي احساساتي و قشنگ بچه ها کجا و روياهاي ما که همش تقابل عقل و احساس رو داره کجا ، بعضي وقتا باز اين احساس بهم دست ميده که کاش کلاغ ميشدم و از همون بالاي درختا غار غار ميکردم، ديگه کلاغ که دل نداره که دلش بشکنه و بازفکر ميکنم با اين حال داشتن دلي حتي شکسته هم ارزششو داره حداقل نسبت به خيلی چيزا
يواش يواش داريم از همه و همه کس فراري ميشيم براي کارايي که نا خواسته خودمونو درگير کرديم و ميکنيم بعضي کارا يه اجبار رو با خودش مياره و بعضي وقتا اين اجبار اگه خيلي ناخواسته باشه ميشه يه زور و يواش يواش شايد يه ظلم و ....
تو اين هفته تولد امير شيخ زاده و حميد خوشنواز بود که تبريکات ويژه مجددا اعلام ميشه و توي هفته آينده هم تولد اميرحسين پذيرايي، که پيشاپيش تبريکات ويژه تر صورت ميگيره و يه خبر بد هم درگذشت پدربزرگ مجيد بيگي بود که اين چند روزه رفته کرج
همچنين از ديگر اخبار در هفته آينده شب يلدا (شب چله) ، که گروه هاي مختلف سعي در برگزاري مراسمات به ياد ماندني و ويژه هستن پارسال که توي سالن پزشکي جشن سمپاد بود و....و امسال هم .....
از همين نزديکيا هم خبر رسيده که بعضيا از اين کامپيوتريا هيتر برقي رو گذاشتن کنار کيس کامپيوتر و کيس رو سوزوندن

(پايان جشن تولد ...)
يه مسئله ديگه هم که پيش اومده اينه که از وقتي که سري دوم فيلترينگ صورت گرفته سايت دانشگاه رو بعضي جاها نميبينن و به مراتب عکساي وبلاگ هم ديده نميشد حالا از پريشب ديگه وبلاگم نمياد .....
خانه دوست ما هم ديگه بالاخره بعد از 7 ماه مهمون بودن توي پرشين بلاگ دات کامي (com.) شد مبارک باشه، البته هنوز شيريني نخورديما ولي قولشو گرفتيم ما که بعد از 15 ماه از شروع به کار گل سرخ هنوزم مهمون سرور پرشين بلاگ هستيم . توي اين مدته حرفاي زيادي توي گل سرخ نوشتم شايدم نسبت به بعضي چيزا هم عوض شده باشم (نميدونم)

به نداي قلبت گوش بسپر
قلبت همه چيز را مي داند
زيرا قلب تو همان جايي است که گنجت نهفته است
پائولو کوئليو
